|
|
|
|
|
میخوام این مطلب رو اینجا بنویسم تا هر وقت مثل بعضی موقت ها که حس می کنم روزهای قشنگمون کمرنگ شده یا شاید بهم کم توجه شدی بیام اینجا رو بخونم و دلم گرم بشه اون شب بد همون شبی که یه ناراحتی کوچیک باعث شد بیفتم توی کابوس کودکیم اون تداعی خاطره ها که همیشه ازش فرار می کردم با فکرش سرم داغ میشد و اشک تو چشمام رو می سوزوند یهو آوار شد رو سرم حالم بد شد گریه امونم نمیداد اشک بود که مثل سیل میومد و بند اومدنی براش نبود تمام مدت بغلم کردی فقط به هذیان گویی هام گوش کردی و شاید توی یه بخشی از زندگی من سرک کشیدی که شاید فکرش رو نمیکردی آره فکر نمیکردی به قول خودت دختری به زبون درازی و شیطونی من توی یه زمانهائی از زندگیش اینقدر مظلوم باشه بالاخره بعد از 3 ساعت خواب و سنگینی اشک هائی که ریخته بودم چشمهام رو روی هم گذاشت صبح هر دومون رفتیم سر کار عصر اضافه کاری موندی ولی دیر کرده بودی زنگ میزدم میگفتی تو ترافیکم و من میدونستم راست نمیگی بالاخره ساعت9:40 اومدی با دوتا شاخه گل رز خوشگل و توی یه چشم به هم زدن دیدم یه جعبه کنار گلهاست از تعجب شاخ در اوردم این چیه؟ گفتی واسه والنتاین میخواستم برات بخرم ولی دیدم الان خوشحال کردنت واجب تره و توی جعبه یه زنجیر خیلی ظریف بود که یه قلب کوچولو ازش آویزون بود ته دلم یه جوری شد میدونستم پول توی دست و بالت نبوده و ته حساب بانکیت رو در اوردی گریه ام گرفت ولی از خوشحالی از حس قشنگ دوست داشته شدن که خیلی وقتا کمبودش رو حس کرده بودم مرسی واسه همه مهربونیت. هر کسی یه عقیده شخصی واسه خودش داره بعضی ها از مناسبت های این مدلی یا حتی عید نوروز(که من عاشقشم)بدشون میاد به نظرشون لوسه یا از اونائی که یاد ماهگرد آشناشون هستن ایراد میگیرن ولی به نظر من چه ماهگرد چه سلگرد چه والنتاین یا حتی سپندار مذگان که واسه بعضی ها خوشایند تره فقط بهانه هستن برای اینکه ماها از نظر احساسی به هم نزدیکتر بشیم و قدر همدیگه رو بدونیم و حداقل توی این مناسبت های خاص برای هم لحظه های زیبا و خاطره انگیز خلق کنیم هر کس با توجه به توانش حتی یه جمله محبت آمیز روی یه ورق کاغذ میتونه روز یه نفر رو بسازه. شاد باشید. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و هفتم بهمن 1386ساعت 16:21 توسط سمیرا
|
|
||